دلایل زباله پراکنی و عدم احترام به حقوق شهروندی

دلایل زباله پراکنی و عدم احترام به حقوق شهروندی

زباله پراکن ها همه جا هستند.

زباله پراکنی به قشر خاص با سن و میزان تحصیلات و … مربوط نمیشود همه ما آدمها خواهی نخواهی زباله پراکن هستیم.

بطور عمد یا برای اینکه اشتباه خود را توجیه کنیم میگوئیم از روی سهو و حواس پرتی، و یا حتی ندانم کاری مشغول کثیف کردن محیط اطرافمان هستیم .

فرقی نمیکند اینکار را با پرت کردن جورابهای کثیف روی تخت خواب یا گوشه اتاق انجام دهیم یا شوت کردن کیسه زباله از طبقه دهم اپارتمان به وسط کوچه، در شبانگاهان (زمانی که فکر میکنیم ظاهرا کسی ما را نمی بیند.)

کنار درختان یا داخل جوی آب نیز میتواند محلی برای تخلیه زباله باشد . درخت است دیگر زبان ندارد که اعتراض کند و آشغالهای خطرناک را به درون ریشه هایش جذب کرده و خواهد پوسید . آب جوی هم زباله ها را میبرد به خیابانهای پائین دست تر … و این مشکل شهرداری است نه ما ! ( عجب استدلالهای شرم اوری )

 

یا زمانی که به هردلیل با همسایه مشکلی داریم و صبح زود هنگام رفتن سرکار بعد از بررسی اطراف کیسه زباله را جلو یا پشت چرخ های ماشین وی قرار میدهیم.

سپس بیصدا مانتو یا کت و شلوار خود را مرتب کرده و خیلی عادی به راه خود ادامه میدهیم به امید اینکه چرخی پنچر شود و یا کثافت و زباله های متعفن، خودروی همسایه مورد نظر را تزئین کند و دل مشکل دارمان خنک شود و چقدر در دل خود به این اقدام انتقام جویانه و ماهرانه خود افتخار می کنیم.

یا شاید به تازگی اقدام به خرید پراید یا سمند نموده و شاید هم ماشین شاسی بلند گرانقیمت خریده ایم. ( امروزه قیمت خودروها بسیار بالاست و نشانی از قدرت خرید بالای ما و هنری به نام فخر فروشی )

حال برای اینکه هم خودرو را معرفی کنیم و هم شخصیت خانوادگی و فرهنگ اصیل خود را که چقدر به پاکیزگی خانه مان اهمیت میدهیم، تصمیم میگیریم با قرار دادن یک کیسه زباله هرچند اندازه یک سطل ماست روی کاپوت جلو یا عقب ماشین،به سمع و نظر سایر هم محلی ها و رهگذران این پیام را برسانیم که:

 ما ماشین نو خریده ایم و از این پس قرار است بجای تخلیه زباله در سطل مخصوص شهرداری موجود در سر کوچه، در جلوی نزدیکترین سطل زباله شهرداری خیابان بعدی، توقف کرده و زباله را تخلیه کنیم چون شهروند متمدنی هستیم. شاید هم کنار تابلوی خیابان یا سر پیچ ، زیاد حساس نیستیم کجا باشد مگر فرقی هم میکند ؟

اما حواسمان با بلند کردن صدای ضبط صوت ماشین ( اول صبحی ) و تست باندهای تازه نصب شده چند میلیونی و زدن بوق در ترافیک !!! مشغول است.

( مخصوصا زمانی که از کنار بیمارستانها می گذریم { ایجاد آلودگی صوتی و زهره ترک کردن بیماران – سالخوردگان و کودکان و زنان باردار هم که ظاهرا  و عملا برایمان مهم نیست.. خیابان است دیگر !!! .})

وقتی کوبیدن درهای ورودی مجتمع های آپارتمانی در نیمه های شب یا زمان استراحت همسایه ها برای ما اهمیت ندارد چرا بوق زدن در کوچه – محله و خیابان باید اینقدر مهم باشد ؟

و یا حتی بازی با گوشی تلفن همراه و چک کردن پیامهای اینستاگرام و واتس اپ و تلگرام بطوریکه که کلا از یادمان می رود در حین عبور سریع از کدام چراغ قرمز یا دست انداز، کیسه و زباله هایش را در سطح خیابان های شهر رها کرده و خیلی عادی از صحنه گریخته ایم.

و روز از نو و روزی از نو اینکار ما شده عادت روزانه و جزئی از شخصیت ما.

راستی چه کسی باید ما را از این رفتارهای غلط اجتماعی منع کند ؟

با انسانها کاری نداریم و وارد مقوله های اخلاقی فوق پیشرفته و خصایص معنوی و اخلاقی خاص نمیشویم.

بطور کلی آدمهای معمولی به خاطر ۲ مزیت از سایر حیوانات متمایز میشوند اولی داشتن قدرت اندیشیدن و برنامه ریزی و تصمیم گیری و دیگری قدرت تکلم.

سوال اینجاست که چرا برخی از ما آدمها از حداقل قدرتهایی که کائنات به ما داده به نحو احسن استفاده نکرده و در آبادسازی محیط زندگی خود و اطرافیانمان نمی کوشیم؟

با زیرپا گذاشتن ساده ترین حقوق شهروندی همسایگان و سایر همشهریان خود دنبال اثبات چه چیزی هستیم ؟

آلوده کردن شهری که کارگران زحمتکش شهرداری از نیمه شب تا ظهر از ظهر تا نیمه شب و … همچنان در حال نظافت ان هستند چه سودی برای ما دارد ؟

عده ای از ما آدمها عادت داریم در هنگام راه رفتن در کوچه و خیابان با ریختن آب بذاق دهان ( آلودگی و بیماریهای دهان و دندان و … ) انواع میکروبهای معده و روده خود را با سایر شهروندان به اشتراک بگذاریم … چرا ؟ پرت کردن ماسک و دستکش هم که جای خود دارد.

عده ای دیگر تمایل شدیدی به پرت کردن زباله کیک یا دونات و بطری های رانی در جاده های شهری و بین شهری داریم و اصلا کاری نداریم که ماشین پشت سری با چه سرعتی به این زباله برخورد خواهد کرد و چه خواهد شد؟

یا دوست داریم پاک سیگار خود را  به جوار درخت های بیگناه پرت کرده و ژست مهم بودن بگیریم.

برخی هم با تکاندن محتوای پتو ها و روفرشی ها ( محتوی هرگونه آشغال و مواد غذایی و خرده ریز زباله ) از پنجره اپارتمانها ( بدون توجه به رفت و امد رهگذران ) میخواهیم اعلام کنیم که ما افراد تمیزی هستیم و به شدت به نظافت منزلمان اهمیت می دهیم.

در ضمن گاهی یادمان میرود که آبراه خروجی تراس ها مخصوصا در اپارتمانهای مسکن مهر ، برای شستشوی کوتاه مدت گرد و غبار تراس منازل است و نه کانون رختشویی!

و با شستشوی انواع لباس کارگر – بیمار – کودک و … – شستشوی پتو – قالیچه و … مقدار زیادی زباله آلی و معدنی به همراه پاک کننده های شیمیایی و سمی ( زباله های خطرناک) به محیط زندگی خود و سایر شهروندان جاری میکنیم. انهم در اپارتمانهایی که بعضا بیش از ۶ متر از هم فاصله ندارند و لانه زنبوری در هم تنیده شده اند.

سوالم را جور دیگری میپرسم . براستی منشا عدم پاکیزگی شهری چیست ؟

ایا پدرها و مادرها در خانواده ها به فرزندان خود آموخته اند تا آنها هم به فرزندان خود بیاموزند که نباید با آلوده کردن محیط خارج از منزل، چهره شهر را مکدر کنیم؟

آیا خانواده ها منتظرند آموزش و پرورش ساده ترین نکات بهداشتی را به فرزندان آنها بیاموزد در صورتیکه در محیط خانه و خانواده دقیقا رفتاری متناقض با آموزشهای کتابهای درسی به او اموخته می شود؟

اگر غیر از این است پس چرا ما هم اکنون شاهد اینهمه زباله در سطح شهرها و محل زندگی خود هستیم ؟

شاید بهتر باشد بجای استفاده از قدرت تکلم از قدرت اندیشه خود بهره بگیریم و نه یک انسان بلکه فقط یک آدم خوب و بدون ضرر باشیم که آلوده کننده نیست و به نظافت و پاکیزگی شهر و خانه خود ، همزمان اهمیت میدهد.

کافیست هرکدام از خودمان شروع کنیم .

درباره سردبیر

این مطلب را نیز مطالعه کنید

راهکارهای کنترل آلودگی هوا

راهکارهای کلی برای کنترل آلودگی هوای کلانشهرها ۱ ) استفاده از دستگاههای کنترل و پاک …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: متن محافظت شده است !!